حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 15
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مردان قلعه براى جنگ بيرون آمده دشمن را از اطراف قلعه برانند « 1 » بعدها اين قلعهها مبدّل بدهات و شهرها شد « 2 » مذهب اريانها و اخلاق انها راجع بمذهب آريانهاى ايرانى بايد در نظر داشت كه مدّتها مذهب آنها با مذهب هنديها يكى بوده چنان كه به زبان واحدى هم تكلّم ميكردند ولى در قرون بعد جدائى مذهبي بين آنها روى داد كى اين جدائى روى داده محقّقا معلوم نيست ولى از كتيبهاى كه در بوغاز ( گاي ) « 3 » در آسياى صغير بدست آمده و تاريخ آن تقريبا از 1350 ق . م . است استنباط مىشود كه در اين زمان جدائى هنوز روى نداده بود چه نجباى ميتانيان كه آرياني بودهاند بخداهاى هندى قسم ياد كردهاند « 4 » چون تاريخ نوشته شدن ( ودا ) كتاب مقدّس هنديها از قرن چهاردهم بالا نميرود و از قرن هشتم پائينتر نميآيد پس تاريخ جدائى آنها بين اين دو قرن يعنى قرن نهم و چهاردهم بايد باشد امّا اينكه مذهب آريانهاى ايرانى چه بوده از مطالعات محقّقين در مذهب هنديها و مقايسه نتيجه آن با نتيجه مطالعات در آوستا ( كتاب مقدّس زرتشتيها ) اين عقيده حاصل مىشود : آنها معتقد بودند بيك عدّه از وجود هاى خيّر و خوب كه گنجها و ذخاير طبيعت را به انسان ميرسانيدند در ميان اين ذخاير مهمتر ازهر چيز روشنائى و باران بود و نيز اعتقاد داشتند بوجودهاى بد و تيره كه با وجودهاى خوب در جنگ بوده و نميخواستند انسان سعادتمند باشد شب و زمستان و خشكسالى و قحطى و امراض و مرگ و بليّات را از وجودهاى بد ميدانستند معلوم است كه وجودهاى اوّلى را ميپرستيدند و حمد و ثناى آنها را ميگفتند يا ميخواندند و براى
--> ( 1 ) - ( ور ) كه در داستان جمشيد ذكر شده نمونهاى از اين قلعههاست ( 2 ) - محقّقين تصور ميكنند كه بناى شخره و رى و غيره هم بدين منوال بوده ( 3 ) - بوغاز ( گ اي ) محلّى است كه ( پ ثريوم ) پاىتخت قديم هيتها در آنجا بوده ( 4 ) - ايندر - وارون و غيره .